ساعت ٦:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۱٠  

 

Dear Friends, the following you find an open letter addressed by an Hong Kong citizen to all Iranians

دوستان عزيز متن زير نامه ای از يک شهروند هنگ کنگی به ايرانيان پس از سفر به ايران است. نامه ای که حاوی مطالبی درخور تفکر و تامل است.

 

Dear Iranian Friends,

 

Thank you for your kind hospitality during my visit to your country in your last New Year holidays.  I have traveled to many parts of the Earth and found that Iranians are the most hospitable people in this world.

دوستان ایرانی عزیز:

از مهمان نوازی شما در طول سفر به کشورتان در تعطیلات سال نوی سال گذشته سپاس گذارم. بنده به قسمت های مختلف دنیا مسافرت کرده ام و دریافته ام که ایرانیان مهمان نوازترین مردم دنیا هستند.

 

From you, I learnt that ancient Persian culture did hold the equality of men and women, which was different from most of other civilizations, especially those influenced by Greek, Judaism, Christianity, Islam and Confucianism.  I also learnt that under the leadership of Darius the Great, your ancestors built the Persepolis (an assembly place that functioned like the United Nations nowadays) 2,500 years ago by paid laborers, not by slaves that had continued to exist in the Western civilization until the last century.  What a remarkable achievement in terms of liberty and human rights in the history of mankind

 

از شما آموختم که فرهنگ کهن پارسی برخلاف دیگر فرهنگ های متاثر از یونان، یهودیت، مسیحیت، اسلام و مکتب کنفوسیوس حقوق مساوی برای زنان و مردان قائل بوده است. عجب دستاورد بزرگی در مقوله های آزادی و حقوق بشر در طول تاریخ بشریت!

 

From you, I learnt that Zoroastrian, the ancient religion of Iranians (the descendants of Aryans), was the first monotheistic religion of mankind, earlier than Judaism and much earlier than Christianity and Islam.  It appears to me, as a layman Chinese, that your ancestors were the first to embrace the Creator of the Universe and sowed the seeds for the later monotheistic religions, the concepts that we did not have in ancient China.

 

بنده از شما آموختم که مذهب ذرتشتی، مذهب کهن ایرانیان (از بازماندگان قوم آریایی)، اولین مذهب توحیدی بشر قبل از یهودیت و خیلی کهن تر از مسیحیت و یهودیت بوده است. به عنوان شهروندی چینی ناآشنا با فرهنگ سرزمینتان، به نظر می رسد نیاکان شما از اولین کسانی بوده اند که به خالق جهان ایمان آورده و عامل پیدایش دیگر مذاهب توحیدی در دوره های بعد شده اند، ذهنیتی که چین باستان فاقد آن بوده است.

Unfortunately, all these glories were bygones and are rarely mentioned nowadays.  On the other hand, I found many Iranians have a strong affection toward American liberty and democracy, amidst the current suffocative political climate in your country.  It is readily understandable because similar situation happens in Hong Kong and Mainland China, especially in the intellectual circle.

متاسفانه تمامی این افتخارات به فراموشی سپرده شده و به ندرت امروزه سخنی در مورد آنها بیان می گردد. نکته جالب آنکه، بسیاری از ایرانیان را دیدم که در اوج خفقان سیاسی در کشورتان عشق شدیدی به آزادی و مردم سالاری آمریکا دارند. به آسانی می توان چنین مساله ای را درک کرد زیرا وضعیت مشابهی در هنگ کنگ و چین در بین اقشار روشنفکر دیده می شود.

 

I once asked an Iranian why he did not praise India, which is the largest democratic country in this world, and in which the government is unable to shape the media, unlike the USA.  He just replied, “India is different.”  Not surprisingly, I found that people in the developing world are fond of monetary and material richness that also brings the freedom of travel, not of democracy.  And, that is why the Chinese from Hong Kong, Taiwan and Mainland, have migrated massively to the West (which is rich), not to India (which is poor).

روزی از یکی از ایرانیان پرسیدم که چرا کشور هند را که بزرگترین کشور دموکراتیک در دنیا و بر خلاف ایالات متحده دارای دولتی است که توان اعمال نفوذ بر رسانه های این کشور را ندارد مورد ستایش قرار نمی دهید. وی تنها گفت: هند فرق می کند. بنده دریافته ام که ملتهای در حال توسعه خواهان رفاه مالی تسهیل کننده مسافرت به نقاط مختلف دنیا هستند تا دموکراسی. و به همین دلیل است که بسیاری از شهروندان چینی، هنگ کنگی و تایوانی به غرب (که غنی است) مهاجرت کرده اند نه به هند (که فقیر است).

For the past 150 years, most Chinese intellectuals have believed that the Western democracy should be the model for advancement and modernization.  It seems to me that they have not realized that the development of Western democracy has come along with the Western exploitation of world resources and aggressions upon other civilizations after “Columbus discovered the New World” in 1492 Common Era.

در طور 150 سال گذشته، اکثر روشنفکران چینی معتقد بوده اند دموکراسی غربی باید الگوی پیشرفت و توسعه قرارگیرد. به نظر بنده آنها درنیافتند که توسعه دموکراسی غربی، چپاول منابع جهانی و حمله به دیگر تمدنها پس از کشف دنیای جدید توسط کلمبوس در سال 1492 را به همراه داشته است.

 

People are not aware: only rich white men were eligible to vote when the USA was founded; the Republican industrialists in the north launched the American Civil War (1861-5) to emancipate the cheap African labor from the southern plantations but the African Americans were not deprived of the voting rights only another century later; American women were allowed to vote only in the 1920s after the first universal suffrage took place in the Communist Soviet Union.  If liberty has existed in the USA, why did their students fight for the freedom of speech in the 1960s?  If human rights have existed in the USA, why did the Indigenous Americans occupy Island Alcatraz at San Francisco in 1969-71 to protest against the infringement of their rights? … … The Chinese intellectuals have made the same mistake (of attributing the rise of the West to democracy) as the businessmen worldwide attributed the success of Japan to the Z-theory of management in the 1980s.

 

مردم از این نکته آگاهی ندارند که : در زمان تاسیس کشور ایالات متحده، تنها مردان سفید پوست دارای حق رای بودند. صنعتگران جمهوریخواه در سالهای 1861 تا 1865 جنگ های داخلی شمالی را آغاز کردند تا کارگران آفریقایی با دستمزد ناچیز را از کارخانه های جنوب آمریکا نجات دهند. با این وجود آمریکاییان آفریقایی تبار تنها یک قرن پس از رهایی دارای حق رای گردیدند. زنان آمریکایی تنها در دهه 1920 پس از برگزاری اولین انتخابات در اتحاد جماهیر شوروی کمونیست اجازه یافتند در انتخابات شرکت کنند. اگر در آمریکا آزادی بوده چرا دانشجویان این کشور در دهه 1960 به مبارزه در راه کسب آزادی بیان پرداختند؟ اگر حقوق بشر در ایالات متحده وجود داشته چرا سرخپوستان آمریکایی جزیره آلکاتراس در سانفرانسیسکو را در سالهای 1969 تا 1971 به نشان اعتراض خود در زمینه پایمال شدن حقوقشان اشغال کردند؟ روشنفکران چینی نیز همین اشتباه را کرده اند که پیشرفت غرب را به دلیل دموکراسی می دانند همانند بازرگانان خارجی که موفقیت ژاپن را به دلیل مدیریت z-theory در دهه 1980می دانند.

Perhaps, we should look at the fundamentals.  The cradle of Western democracy (Greek democracy 2,500 years ago) hinged on the presence of slaves and women to serve the male citizens who could afford to discuss lengthy on public affairs (and order to kill their philosopher, Socrates, too).  The same analogy can be seen today when the West (not India) has long been served by the developing world as slaves.  Ironically, only the democracy of ancient Athens, but not the human equality of ancient Persepolis, is worshipped around the world today.

 

شاید ما باید به بررسی نکات اساسی بپردازیم. مهد دموکراسی غربی (دموکراسی یونان در 2500 سال گذشته) بر دوش بردگان و زنانی بوده است که درخدمت شهروندان مردی که قابلیت سخن وری در زمینه های عمومی (و نیز توانا در صدور حکم اعدام فیلسوف سرشناس سقراط) بوده اند.  با استثمار کشورهای در حال توسعه به عنوان برده توسط غرب (نه هندوستان)، همان قیاس را می توان امروزه مشاهده کرد.

 

Nevertheless, I hope Iranians, on your road to a better future through the political process, would put aside the fantasy of the hypocritical American liberty and democracy, and reinstate your own ancient heritage.

 

James Fu-wing Wong of Hong Kong, 28 May 2005.

 

با این وجود امیدوارم تمامی ایرانیان در راه رسیدن به آینده ای بهتر با استفاده از اصلاحات سیاسی خیال رسیدن به آزادی و دموکراسی رایاکارنه ایالات متحده را کنار گذاشته و میراث کهن خود را مجددا زنده کنند.

 

James Fu-wing Wong از هنگ کنگ

28 ماه می 2005