جعفر کوش‌آبادی، شاعر، درگذشت
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٥  

جعفر کوش‌آبادی، شاعر، درگذشت


جعفر کوش‌آبادی، شاعر 68 ساله که یکی از برجسته‌ترین نمایندگان "آوای مردمی" در شعر نیمایی بود، در تهران در گذشته است.

کوش‌آبادی که از چندی پیش با بیماری سرطان دست‌به‌گریبان بود، سرانجام روز جمعه دوم بهمن وفات یافت.

پیکر کوش‌آبادی روز یکشنبه از مقابل منزلش در تهران تشییع خواهد شد.

جعفر کوش‌آبادی در سال ۱۳۲۰ در خانواده‌ای زحمتکش در تهران به دنیا آمده بود. از کوش‌آبادی سه فرزند، دو دختر و یک پسر، به جا مانده است.

شاعر "ساز دیگر"

جعفر کوش‌آبادی از کوشندگان نسل دوم شعر نیمایی است. شعر او به ویژه با تصاویری آشنا، بیانی ساده و زبانی موزون و روان شهرت داشت.

شعر کوش‌آبادی به موازات شعر فروغ فرخزاد و سهراب سپهری شکل گرفت، اما او موفق شده بود سبک شاخص و متمایز خود را خلق کند.

گفته‌اند که زبان شعری کوش‌آبادی بیش از هر شاعر معاصر دیگری به گویش مردم ساده‌ی کوچه و بازار نزدیک شده بود.

برای کوش‌آبادی شعر و سخن‌وری بیش از هر چیز بیان همدردی و ابراز همبستگی او با محرومان و ستمدیدگان بود.

کوش‌آبادی در اواخر دهه ۱۳۴۰ با شعرهای مبارزه‌جویانه، به ویژه با منظومۀ حماسی "برخیز کوچک‌خان!" به شهرت رسید.

در این منظومه مخاطب شاعر در ظاهر کوچک‌خان، رهبر جنبش جنگل است، اما او در اصل با توده‌های محروم و ستم‌زده سخن می‌گوید، و "یاران کوچک خان" را به مبارزه با ظلم و بیداد فرا می‌خواند. به ویژه آغاز حماسی منظومه بسیار گیرا و کوبنده است:

ماسوله با رنگین کتل‌های درختانش عزادار است

ماسوله با چشم هزاران برگ می‌گرید

ماسوله چون فریاد رسایی در گلوی دره‌ها

اینک گره خورده‌است

ماسوله همچون مادر پیری به گاه مرگ فرزندش

بر شانه‌های کوه افشان کرده

گیسوی سپید آبشاران را

در شیون بادی که می‌آید

رخسار را با ناخن صدها هزاران شاخه می‌خاید

برخیز کوچک خان!

در کوچه‌های خاکی ماسوله هر روز

فریادهای پتک و سندان دادخواهان است

برخیز و این فریادهای آشنا را

از سینه جنگل برون آور...

کوش‌آبادی پیش از انقلاب، به خاطر همدلی با نیروهای چپ و سرودن شعرهایی مانند "کوچک خان" به زندان افتاد.

از جعفر کوش‌آبادی دفترهای شعر "سفر با صداها"، "ساز دیگر"، "اژدهای سیاه"، "چهار شقایق" و بسیاری اشعار پراکنده در نشریات و مجلات ادبی منتشر شده است.