نکته ی روز: قطب نما
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ،۱۳۸۸  

نکته ی روز:

قطب نما

قطب نما وسیله ای برای یافتن جهت است که دارای یک آهن ربایی به نام سوزن است که به آسانی می تواند حرکت کند. این سوزن جذب مغناطیس زمینه شده و دور محوری که بر روی آن قرار دارد می چرخد تا نوک آن به قطب شما اشاره رفته و بایستد. با یافتن نقطه ی شمال دیگر جهتهای جغرافیایی آسان خواهد بود. در آغاز تنها شمال و جنوب برروی صفحه قطب نما نشان داده می شد ولی پس از آن 30 نقطه جغرافیایی دیگر به آن افزوده شد. جهتهای اصلی قطب نما شمال، جنوب، شرق و غرب می باشند.

 

 

Fact of the Day: compass

A compass is a navigational device containing a small, free-moving magnet called a needle. The needle is attracted to the earth's magnetism and swivels on a pivot until one end points to the earth's magnetic north pole. From the knowledge of which way is north, of course, any other direction can be found. At first only north and south were marked on the dial, but later the other 30 principal points of direction were filled in. A cardinal point is one of the four principal compass points: north, south, east, and west



 
نکته ی روز: حرکت از سمت چپ
ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ دی ،۱۳۸۸  

نکته ی روز:

حرکت از سمت چپ

 

هیچ کس با اطمینان نمی داند که رانندگی از سمت چپ چگونه مرسوم شده است ولی برخی می گویند رانندگی از سمت چپ از زمانی می آید که درشکه سواران دوست داشتند در سمت راست نشته تا دستشان جای کافی برای حرکت و زدن شلاق داشته باشد. در دوران میانی، دلیل  ساده ای برای از سمت چپ حرکت کردن وجود داشت و آن این بود که اگر نادوستی به وی از سمت چپ حمله کرد بتواند با شمشیر دست راست خود با وی مبارزه کند. این رسم در سال 1300 میلادی زمانیکه پاپ بانیفیس هشتم سیستم مدرن ترافیک را با اعلام ضرورت ورود زائران به رم از سمت چپ اختراع کرد، بگونه ی رسمی تایید شد. نخستین قانون حرکت از سمت راست در ایالات متحده در سال 1792 در ایالت پنسیلوانیا به تصویب رسید و دیگر ایالات آمریکا و استانهای کانادا نیز از آن سال به بعد این رویه را پی گرفتند.

Fact of the Day: drive-on-the-left locations

No one knows for sure, but some suggest that left-side driving originated from the fact that carriage drivers liked to sit on the right to give their whip hands more freedom. In the Middle Ages, one kept to the left for the simple reason that one never knew when someone unfriendly would come along, and driving on the left kept the right arm free to hold a sword. This custom was given official sanction in 1300 AD, when Pope Boniface VIII invented the modern science of traffic control by declaring that pilgrims headed to Rome should keep left. The first known keep-right law in the U.S. was enacted in Pennsylvania in 1792, and the other states and Canadian provinces followed suit



 
نکته ی روز: Frankenstein
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸۸  

نکته ی روز:

فرانکشتاین

در کتاب رمان خانم مری والستن کرافت به نام "فرانکشتاین یا تیتان فرزند پاپتوس (افسانه ی یونانی)" (سال 1818)، داستان اصلی در مورد دانشمندی به نام ویکتور فرانکشتاین است که به ساخت هیولایی پرداخته که به آن روح و زندگی می دمد. این داستان یک پرسش مهم علمی آن زمان را مطرح می کند که آیا مردگان را می توان زنده کرد یا نه. این هیولا معمولا بگونه ای اشتباه فرانکشتاین نامیده می شود ولی در واقع بدون نام بوده و تنها به نام هیولا شناخته می شده است. نخستین نسخه ی سینمایی فرانکشتاین یک فیلم سیاه سفید بدون صدا به کارگردانی توماس ادیسون می باشد. مشهورترین فیلمی که در این باره ساخته شده در سال 1931 به کارگردانی بوریس کارلوف می باشد. خانم مری والستن کرافت شلی با شاعر سرشناس انگلیسی به نام پرسی بیس  شلی ازدواج کرد. وی دختر رمان نویسان سرشناس انگلیسی بنام ویلیام گادوین و مری والستن کرافت بود.

Fact of the Day: Frankenstein

In Mary Wollstonecraft Shelley's novel "Frankenstein, or the Modern Prometheus," (1818) the story centers on scientist Victor Frankenstein, who creates a monster and breathes life into it. It asked an important scientific question of the day: could the dead be brought back to life? The monster is often erroneously called Frankenstein, but in fact had no name and was referred to as "Monster." The first cinematic version of "Frankenstein" was a sixteen-minute silent film produced by Thomas Edison; the most famous was by Boris Karloff in 1931. Mary Wollstonecraft Shelley was married to the famous English poet Percy Bysshe Shelley and was the daughter of famous English novelists William Godwin and Mary Wollstonecraft



 
غورت دادن شمشیر sword swallowing
ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ دی ،۱۳۸۸  

 

نکته ی روز:

غورت دادن شمشیر

غورت دادن شمشیر یک حقه یا گول زدن بیننده نیست و کسی که این کار را می کند  براستی شمشیر را غورت می دهد. این شاهکار به هزاران سال پیش در هند برمی گردد که از سوی راهبه های جادوگر برای نشان دادن آسیب پذیری، قدرت، و پیوند با خدایانشان به این کار می پرداختند. غورت دادن شمشیر از هند به یونان و رم باستان راه یافت که در آنجا در جشنواره ها نمایش داده می شد. غورت دهنده ی شمشیر باید برای چیره شدن بر حالت خفگی حاصل از این کار آموزش دیده و به میزان زیاد تمرین کند. برخی از این افراد پیش از این کار لوله ای غورت می دهند که شمشیر را با خطر کمتری به ته حلق هدایت می کند.

 

Fact of the Day: sword swallowing

Sword swallowing is not a trick or illusion; a sword swallower actually swallows the sword. The feat probably dates back thousands of years to India, where it was developed by fakirs and shaman priests to demonstrate their invulnerability, power, and connection with their gods. From India, sword swallowing made its way to ancient Greece and Rome, where it was performed at festivals. A sword swallower must train and practice a great deal in order to overcome the gag reflex, and some sword swallowers ingest a tube prior to their performance in order to help guide the sword so the trick is less dangerous

 

 

 



 
Nit-picking
ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸  

Nit-picking

 

انتقاد بی پایه، الکی

این اصطلاح از کندن تخم های ریز شپش (nits) از مو یا لباس گرفته شده است. این کار سخت نیازمند توجه و دقت زیاد است. واژه (nit) که به تخم دیگر حشرات انگلی مانند کک نیز گفته می شود به نظر می رسد در قدیمی ترین نوشته های تاریخی به زبان انگلیسی وجود داشته است (به نظر می رسد این واژه در انگلیسی باستان نزدیک به سال 825 بگونه hnitu بوده است ولی هم ریشه هایی در بیشتر زبانهای اروپایی داشته و ریشه ی آن را می توان به ریشه هندو اروپایی نامید که نشان دهنده قدمت زیست چنین حشره های انگلی است.)

 

 

 

Nit-picking

The phrase comes from the task of removing the tiny eggs of lice (nits) from someone’s hair and clothing, a tedious activity that required close attention and care. The word nit, which could also refer to the eggs of other insect parasites such as fleas, has been around in the language for as long as we have records (it appears in Old English around 825 as hnitu, but it has relatives in most European languages and has been traced back to an Indo-European root, so ancient has been the association of such pests with human beings

 

ولی آنچه که کمی عجیب بنظر می رسد آنست که معنی تلویحی این اصطلاح -  انتقاد یا  اشکال یابی الکی یا بیخود  - بتازگی ایجاد شده است. فرهنگ واژه انگلیسی آکسفورد این اصطلاح را بشکل "nit-picker" برای نخستین بار در سال 1951 چاپ کرده است. این واژه در آن زمان برای اشاره به کسانی بکار برده می شد که برای یافتن غلطهای نوشتاری بدون تلاش برای یادگیری یا فهم معنای آن می خواندند. Nit-picker کسی است که بر سر چیزهای بی اهمیت در گفتار و معنا به جنجال می پردازد ولی این فرد معمولا هیچ پیشنهادی مشخصی برای بهبود آن ارائه نمی کنند. البته معنای نخست این اصطلاح که  بالا آمد دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرد و معنای کنونی این اصطلاح بیشتر از معنای دوم در بالا گرفته شده است.

 

 

But what seems a little odd is that the figurative sense of nit-picking, of petty criticism or fault finding, is modern. The Oxford English Dictionary records it first only in 1951, in the form nit-picker. The first of these nouns refers to people whose sole occupation seems to be studying papers in the hope of finding flaws in the writing, rather than making any effort to improve the thought or meaning; nit-pickers are those who quarrel with trivialities of expression and meaning, but who usually end up without making concrete or justified suggestions for improvement”. The first of these two slang terms has died out, with the second taking on much of its meaning



 
سالگرد درگذشت پدر عزیزم
ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ دی ،۱۳۸۸  

 

سیزدهمین سالگرد درگذشت پدری مهربان

 

 

شاعر دنیا، من اگه بودم
آغاز شعرم، با کلام پدرم بود
تشنه تو صحرا، من اگه بودم
آب حیاتم توی دست پدرم بود
وای اگه گندم،پوست تنم بود
اون که با دستاش، منو می کاشت پدرم بود
ریشمو تو خاک اگه می ذاشت پدرم بود
پدر جونه، پدر روحه، پدر دینه و ایمونه
پدر خسته، پدر بیزار،از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
پدر نوره، پدر امّید، پدر عشقه که می مونه
پدر خندون، ولی گریون، از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه

پدر عزیزم سالهاست که جسمت از کنار ما رفته ولی روحت را هرروز بیش از پیش در کنار خود احساس می کنم. پدر جان! فرزندانت همواره مهربانی های بی پایان تو را به یاد داشته و با خاطرات خوش آن دوران زنده اند.



 
نرمش های انرژی بخش (کالیس تنیک)
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ دی ،۱۳۸۸  

 

 

 

نکته ی روز:

نرمش های انرژی بخش (کالیس تنیک)

 

امروزه واژه کالیس تنیک دیگر بکار برده نمی شود ولی این واژه به نرمش های آزاد بدن گفته می شود که شدت و ریتم آن گوناگون است. در این نرمش، جنبش هایی چون خم شدن، کشش، پیچیدن بدن، تاب خوردن، ضربه زدن و پرش و نیز حرکتهای ویژه و برخی اوقات بکار گرفتن حلقه و عصا دیده می شود. این نرمش در میانه های سده ی نوزدهم از سوی دو آلمانی به نام فردریک جان و آدولف اسپیس با الهام از ورزش ژیمناستیک ایجاد شده است. این نرمش از سوی آقای پر هنریک لینگ از کشور سوئد بعنوان بخش مهمی از آموزش بانوان مورد تاکید قرار گرفته است. واژه "Callistehnic" از واژه های یونانی به معنای "قدرتمندی زیبا یا باشکوه" گرفته شده است.

Callisthenic exercises

We do not use this word much any more, but calisthenics are free-body exercises performed with varying degrees of intensity and rhythm. The exercises employ such motions as bending, stretching, twisting, swinging, kicking, and jumping, as well as more specialized movements, and sometimes involve rings and wands. The exercises were developed in the mid-19th century from the work of Germans Friedrich Jahn and Adolf Spiess as part of gymnastics. They were also stressed by Per Henrik Ling of Sweden as an important part of women's education. The word was first spelled callisthenic, coming from Greek words meaning "beautifully or  elegantly strong."



 
A Shot Across the Bow
ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ دی ،۱۳۸۸  

 

سناتور جان کورنین از ایالت تگزاس در سخنرانی خود در سنای آمریکا در اعتراض به بودجه سال 2010 آمریکا از اصطلاح a shot across our bow بکار برد که بد نیست نگاهی به معنی آن بیاندازیم:

 

 

 

پیش از پیدایش رادار، رادیو و دوربین های پرقدرت، کشتی هایی که به یکدیگر نزدیک می شدند از دور توانایی تشخیص ملیت کشتی را نداشتند. در صده هیجدهم کاپتان کشتی دستور شلیک توپی را صادر می کرد که قدرت تخریبی نداشته و از نوک کشتی شلیک می شد (bow). این کار راهی برای آگاهی رساندن در زمینه لزوم اعلام کشور مبدا از سوی کشتی در حال نزدیک شدن بود. اگر پرچم این کشتی از میان کشورهای دشمن بود، کاپتان کشتی دستور حمله را صادر می کرد در غیر اینصورت پیش از هرگونه تماس با این کشتی، توپی از نوک کشتی شلیک می شد.

 

In the days before radar, radio and high-powered binoculars, one ship meeting another at a distance might not be able to tell the country from whence she hailed. Therefore, in the 18th century, the captain would order a “shot across the bow,” that is, a harmless cannonball lobbed across the bow of the ship. This was essentially a way to hail the ship and ask her to show her colors. If the colors were of an enemy country, the captain might then order an attack on the ship, but the shot across the bow had to be made first for it to be a legitimate engagement

 

این کار تا دوران کنونی نیز ادامه یافت اگرچه زمانی توپ شلیک می شد که ارتباط رادیویی ناکام می ماند. این اتفاق ممکن است زمانی رخ دهد که کشتی ها از آبهای جهانی بیرون رفته یا حرکتهای تهاجمی از خود نشان دهند. شاید امروزه نام دقیقتر این کار اعلام هشدار خوانده شود زیرا کشتی ها دیگر از نوک خود توپ شلیک نمی کنند.

 

The shot across the bow continued on into modern times, although usually, it is only used after the firing ship has unsuccessfully attempted to communicate via radio. This may happen when a ship strays from international waters or shows aggression. It may more accurately be called a warning shot nowadays, since other ships do not always fire the shot across the bow

 

بعضی اوقات، یک هواپیمای جنگی ممکن است به شلیک گلوله هشدار به کشتی یا هواپیمای دیگر که در فضای اشتباهی وارد شده اقدام کند. امروزه در بیشتر این موارد، پیش از شلیک هشدار تلاش می شود ارتباط رادیویی و گفتگو انجام شود. شلیک توپ به معنای جدی بودن طرف و قصد از بین بردن مزاحم خواهد بود.

Sometimes, a fighter plane escort will fire the warning shots, which may be at a ship or at another plane in the wrong place. In almost all instances now, the shot across the bow is preceded by attempts at radio communication and negotiation. The shot across the bow says, “We’re serious. We will shoot to kill" ئ

عبارت "shot across the bow" دارای معنی کنایی نیز می باشد که معمولا به عملی گفته می شود که نشان از جدی بودن فرد است. برای نمونه، یک فرد ممکن است تهدید به شکایت قضایی نماید. به نامه ای که از وکیل شاکی به طرف فرستاده تا در یک دیدار با هم برای یافتن راه کار و برطرف کردن مشکل تلاش نمایند را می توان shot across the bow نامید. این کار نشان می دهد که فرد قصد دارد در این زمینه جدی عمل نماید.

 

The phrase, "shot across the bow," also has a figurative definition. It usually refers to an action taken to show that someone is serious. For instance, someone may threaten a lawsuit. A letter from the person’s attorney asking for a meeting or resolution of the problem is considered a shot across the bow. It is the deed that shows intent to act in a certain way

 

تبلیغات منفی یک نامزد انتخاباتی برضد رقیب خود نیز را می توان a shot across the bow نامید. این عمل نیز نشان از جدی بودن نیت یک فرد دانست. هرچیزی که پیش از اقدام جدی انجام شود را می توان a shot across the bow نامید.

A negative campaign commercial against an opponent might also be considered a shot across the bow. It shows serious intent. Anything that might be considered a warning before serious action is taken may be considered a shot across the bow

 



 
دماسنج جیوه ای Mercury Thermometer
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ دی ،۱۳۸۸  

 

 

نکته ی روز:

دماسنج جیوه ای

دماسنج جیوه ای در سال 1714 از سوی دانیال فرانهایت، یک پزشک آلمانی و سازنده ی دستگاه های علمی آفریده شد. وی همچنین سیستم دمای فرانهایت را در سال 1724 پدید آورد که تاکنون هنوز در ایالات متحده برای سنج دمای هوا بکارگرفته می شود.

 

 

 

Fact of the Day: mercury thermometer

The mercury thermometer was invented in 1714 by Daniel Fahrenheit, a German physicist and maker of scientific instruments. He also developed the Fahrenheit temperature scale in 1724, which is still commonly used in the United States to measure temperature

 



 
نکته ی روز جدول
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ دی ،۱۳۸۸  

نکته ی روز

جدول

نخستین جدول امروزی در 21 دسامبر 1913 در پیوستنامه مجله روز یکشنبه نیویورک ورلد بنام سرگرمی چاپ گردید. آقای آرتور واین طرح این جدول را از بازی دوران کودکی الهام گرفته بود. واژه جدول نیز برای نخستین بار در فرهنگ نامه وبستر نسخه 1934 وارد شد. نخستین کتاب جدول "سایمون و شوستر" نیز در سال 1924 منتشر شد که تبدیل به پرفروشترین کتاب جدول شد.

 

 

Fact of the Day: crossword puzzle

The first modern crossword puzzle (originally called Word-Cross puzzle) appeared in the December 21, 1913 edition of the New York World Sunday magazine supplement, called Fun. Arthur Wynne based the "Word-Cross" on a word game from his childhood. The word crossword first appeared in the 1934 edition of Webster's New International Dictionary. The first publishing venture of Simon & Schuster was also the first crossword puzzle book, Crossword Puzzle Book, in 1924. It became a best-seller.